امروز میخواهم کتاب وزین دکتر خاویر کرمنت را شرح کوتاهی دهم امیدوارم این کتاب راتهیه نمایید و مطالعه نمایید بسیار میتواند به همه ما کمک کند
آنچه که در کتاب “بیشعوری” بیش از پیش مورد توجه است این است که گویا دکتر خاویر کرمنت میخواهد بگوید همه ما به نوعی یک سطح از بیشعوری را در رفتار و گفتار خود داریم که باید در صدد اصلاح آن برآییم
خاویر کرمنت (Xavier Crement) پزشک و روانشناس آمریکایی است. آنطور که او خودش را در مقدمهی کتاب بیشعوری معرفی میکند، او پزشکی موفق بود، شغل مناسب و خانوادهی خوبی داشت. اما در یک روز تمام آنچه را برای خودش ساخته بود از دست داد، چراکه دریافت یک بیشعور است. اگر دیگران، مانند همسر و فرزندانش، به او احترام میگذاشتند، از ترس بود. حالا زمان آن رسیده بود که جواب تمام رفتارهایش را پس بدهد… زمانی که نام خاویر کرمنت را جستوجو میکنیم، تمام مطالبی که دربارهاش پیدا میکنیم، به همین نوشتههای بالا محدود میشود.
بههرحال، دکتر خاویر کرمنت پس از اینکه دریافت یک انسان بیشعور است، درصدد جبران برآمد. او ابتدا تلاش کرد تا بیماری خود را بشناسد و سپس تحقیقات و پژوهشهایش را پیرامون موضوع بیشعوری آغاز کرد. در نهایت نیز با نوشتن مجموعه کتابهای بیشعوری تلاش کرد تا به مخاطبانش در جایجای دنیا کمک کند تا بیشعوری و نمودهای آن را بشناسند و برای درمان خود تلاش کنند.
حال شرح مختصری از کتاب بیشعوری ؛ در این ابتدا نویسنده کتاب به صفت های بیشعورها اشاره میکند:
1_ مراقبت خواهی؛ همیشه باید عده ای مثل نوکران دست به سینه از آنها مراقبت کنند.
2_ اعتماد به نفس؛ از آنجایی که مسئولیت پذیر نیستند و هرگز خود را مقصر نمی دانند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.
3_ سرکوبی؛ بیشعورها به خود حق می دهند دیگران را سرکوب کنند اما کسی نمی تواند آنها را سرکوب کند.
4_ تهاجم؛ نسبت به همه چیز حالت تهاجمی دارند؛ هنگام بیدار شدن، زمانی که از آنها انتقاد می شود…
5_ تعصب فکری؛ نسبت به بیشعوری خود تعصب دارند و با توجیه و دلیل تراشی در بیشعوری شان ثابت قدم اند.
6_ وقاحت؛ هرگز در صف نمی ایستند. هرگز خواهش نمی کنند. همواره دستور می دهند. هرگز تحقیق نمی کنند. نیشدار و یا با دادزدن صحبت می کنند. دوست دارند کار دیگران را به اسم خودشان تمام کنند.
7_ تسلط بر دیگران؛ اکثر بیشعوران به دنبال حداکثر بهره کشی از دیگران و تغییر دائم قوانین بر اساس منافع خودشان هستند.
8_ عدم شادی و شوخ طبعی؛ به هیچ وجه ظرفیت ندارند که با آنان شوخی کنید. به دنبال شاد کردن شما هم نیستند. به جای آن، تمسخر کردن، پوزحند زدن و به بدبختی دیگران خندیدن را دوست دارند.
9_ انکار؛ بیشعورها انکار را نوعی هنر می دانند. معتقدند هرگز اشتباه نمی کنند و منکِر تمام مشکلاتی می شوند که آنها به وجود آورده اند
10_ ارعاب؛ سعی می کنند با ترساندن و اسارت فکری دیگران، آنان را برده ی خود کنند.
11_ عشق صرفا به خود؛ یک بیشعور صرفا عاشق موقعیت، مقام، ثروت و نظرات خودش است. تنها عاشق خود است و بس.
12_ بی معنی بودن فداکاری؛ در قاموس بیشعور فداکاری معنایی ندارد.
13_ در ارتباط با دیگران؛ عیب جو و به شدت دروغگو هستند.
14_ شنونده های خوب؛ بیشعورها خوب به شما گوش میدهند تا نقاط ضعف شما را شناسایی و در زمان مناسب از آن سوء استفاده کنند.
15_ غیر قابل اعتماد بودن؛ دروغگویی و دسیسه کار آنهاست و هرگز نمیتوان به آنان اعتماد کرد.
16_ خشم؛ بیشعورها پُر از خشم اند. اعتقاد دارند خشم بهترین ابزار برای پیشبرد اهدافشان است. هنگام بیدار شدن، وقتی از آنان طلب وام میکنید یا طلبتان را تقاضا می کنید، هوا بارانی باشد، قهوه شان سرد شود ….در بسیاری از این مواقع خشم خود را نشان می دهند.
17_ غُر زدن؛ در بسیاری از موارد حتی اگر چیزی به نظر همه بدون اشکال و پسندیده باشد، باز غر میزنند.
18_ شراکت؛فقط شما را در بدبختی و تقصیر هایشان شریک می کنند نه در موفقیت و پول و مقام شان.
۱۹ استهلاک؛ گذر زمان آنان را خسته و فرسوده می کند و رفته رفته متقاعد می شوند شاید راه بهتری برای ادامه زندگی شان وجود داشته باشد.
سپس دکتر خاویر کرمنت به درمان بیشعوری می پردازد که سعی میکند از نوع خودآگاهی باشد یعنی فردی که بیشعور است تا نفهمد بیشعور است نمیتواند به درمان بیشعوری خود بپردازد.
مشکل درمان بیشعوری آن است که آدم بیشعور معمولاً قبول نمیکند بیشعور است . اگر هم عاقبت قبول کند، باز هم تمایل دارد تقصیر آن را به گردن دیگران بیندازد.
یکی از چیزهایی که بیشعورهای عرفانباز در آن استادند، هنر سرقت تالیفات و اختراعات دیگران است. احتمالا به عقیدهی آنها که معتقدند همهچیز از آنِ خداوند است، تنها چیزی که در سرقت ایدهها و حتی ابداعات دیگران و ادعای تملکشان جایز نیست، درنگ است.
وقتی کسی بفهمد با حقهبازی یا زورگویی میتواند پیروز میدان باشد، در دوری میافتد که خارج شدن از آن مشکل خواهد بود.
بیشعوری ربطی به سواد ندارد، به رفتار آدم ربط دارد. حتی بعضی از بیشعور ترین افراد، کسانیاند که متخصص محسوب میشوند و دیگران را راهنمایی میکنند. خود من شاهد این ادعا هستم.
بیشعوری یک نوع اعتیاد است و مثل سایر اعتیادها به الکل و مواد مخدر یا وابستگی دارویی ،اثرات سوء و زیانباری برای شخص معتاد و اجتماعی که در آن زندگی میکند دارد. بدترین خصوصیت این اعتیاد آن است که بیشعورها ذرهای هم از بیشعوریشان آگاه نیستند.
بیشعورها اصولا نسبت به همه چیز حالت تهاجمی دارند. در جنگ حالت تهاجمی دارند، در صلح حالت تهاجمی دارند و حتی در گفتن دوستت دارم هم حالت تهاجمی دارند!
کتاب بیشعوری پنج بخش است که به شرح ذیل است
بخش اول: چه کسی بیشعور است و چرا یک نفر باید بخواهد بیشعور باشد؟
بخش دوم: انواع بیشعورها
بخش سوم: وقتی جامعه بیشعور میشود
بخش چهارم: زندگی با بیشعورها
بخش پنجم: راه نجات
امیدوارم کتاب را تهیه نموده و حداقل سه بار مطالعه نمایید
موفق باشید
اولین باشید که نظر می دهید